کیسه های هوایی پرندگان

 

 
 
05 اسفند 1395

کیسه های هوایی پرندگان; پیشرفته ترین سیستم تنفسی در میان جانداران

  گردآورنده: سینا پوراسحاق

آیا تا به حال این سوالها برایتان پیش آمده که پرندگان چگونه صدها کیلومتر بدون داغ شدن عضلاتشان پرواز می کنند؟ چرا وزن پرندگان نسبت به جثه شان پایین است؟ چطور بر روی آب شناور می مانند؟ چگونه آوازهای طولانی بدون نفش کشیدن سر میدهند؟ و بسیاری سوالات دیگر که پاسخ آنها در شناخت دستگاه تنفسی پرندگان نهفته است.

پرندگان نیز همانند پستانداران دو عدد شش دارند که نسبتا کوچک هستند اما به این شش ها کیسه هایی به نام کیسه هوا متصل هستند که تعداد آنها بسته به نوع گونه هفت یا نه عدد می باشد. گستردگی این کیسه های هوا به اندازه ایست که تا استخوان های بال، ران ها و ستون فقرات امتداد یافته اند و ممکن است تا یک پنجم حجم بدن پرنده را اشغال کنند که موجب سبک تر شدن و سهولت پرواز می شود. گردش هوا در این کیسه ها و شش ها به شکل بسیار موثری است به طوری که همیشه چه در وضعیت دم یا بازدم میزان بالای اکسیژن وجود دارد و به کمک قلب بزرگ پرنده با سرعت پمپاژ 20 برابر قلب انسان اکسیژن مورد نیاز پرواز پرنده را تامیین می کند.

از میان کارکرد های کیسه های هوا می توان به این موارد اشاره داشت:

  • بر خلاف بدن انسان که با عرق کردن گرما را بیرون می دهد پرندگان غدد تعریق ندارند وعرق نمی کنند. در پرواز به خصوص پروازهای طولانی کیسه های هوا بیشتر گرمای بسیار زیاد تولید شده در عضلات را جذب و از طریق بازدم به بیرون هدایت می کنند.
  • در پرندگان آبزی هنگام فرود با سرعت در آب برای شکار این کیسه ها مانند کیسه های هوای خودرو عمل می کنند. 
  • با تغییر وضعیت شناوری به پرنده امکان می دهند در زیر آب شنا کند یا به سطح آب بیاید.
  • با ذخیره ی هوا به پرنده امکان می دهد برای مدت طولانی آواز ممتد سر دهد.

 

همچنین این نکته قابل توجه است که به دلیل نداشتن دیافراگم،استخوان جناغ پرنده می بایست برای پر و خالی شدن کیسه های هوا آزادانه به بیرون و داخل حرکت کند و بسیار محکم گرفتن پرنده در دست به راحتی می تواند باعث خفگی آن شود

سرطان روده بزرگ (کولون)

سرطان روده بزرگ (کولون) (کانسر کولورکتال)

سرطان روده بزرگ (کولون) (کانسر کولورکتال)

Colon Cancer سرطان کولون

منبع: Oxford of Handbook of Clinical Medicine 8th Edition,
Colorectal Carcinoma, page 618

سرطان روده بزرگ (کولون) سومین سرطان شایع و دومین علت مرگ ناشی از سرطان در انگلیس است. (۱۶۰۰۰ مرگ در سال). آدنوکارسینوم شایع ترین نوع سرطان در افراد بالای ۷۰ سال است. تومورهای همزمان در ۲٫۵ درصد موارد دیده می شود.

عوامل مستعد کننده: پولیپ نئوپلاستیک، کولیت اولسروز، بیماری کرون، آدماتوی پولیپوز خانوادگی، سرطان قبلی، رژیم های غذایی کم فیبر، سیگار، و HNPCC (Hereditary non-polyposis colorectal cancer سرطان کولورکتال غیر پولیپی ارثی). ضد التهاب های غیراستروئیدی (NSAIDs) و آسپیرین (با مصرف ۳۰۰ میلی گرم در روز و بیش از ۵ سال) اثر حفاظتی در ایجاد سرطان کولون دارد.

ژنتیک: در بستگانی که خیلی نزدیک نباشد خطر سرطان کولون به نسبت ۱ به ۵۰ و در بستگان درجه اول ۱ به ۱۷ می باشد. در صورتیکه ۲ مورد ابتلا به سرطان کولون داشته باشد این نسبت ۱ به ۱۰ است. شیوع در زن و مرد یکسان است.

پیشگیری: مصرف روزانه آسپیرین ممکن است مفید باشد.

محل سرطان در بخش مختلف کولون Colon Cancer Location

علایم: بسته به محل کولون (روده بزرگ) دارد:

کولون طرف چپ بدن: با خونریزی یا دفع موکوس از مقعد، تغییرات اجابت مزاج یا انسداد (۲۵% موارد)، زورپیچ (Tenesmus)، توده (۶۰%).

کولون طرف راست بدن: کاهش وزن، کم خونی، درد شکم، با شیوع کمتر انسداد.

یا بطور کلی توده شکمی، سوراخ شدگی، خونریزی و فیستول.

تست های آزمایشگاهی: آزمایش خون (کم خونی میکروسیتیک)، خون مخفی در مدفوع، سیگموئیدوسکوپی، کولونوسکوپی یا باریم انما و CT Scan، MRI، تست های کبدی؛ آزمایش CEA بیشتر جهت پی گیری و اثربخشی درمان استفاده می گردد. در صورت وجود پولیپوزیس در خانواده انجام تست DNA در افراد بالای ۱۵ سال باید انجام گیرد. تست DNA هم چنین مشخص می کند که برای چه افرادی شیمی درمانی مفید می باشد. (بیماران مبتلا به سرطان کولون که تست DNA مثبت دارند بخوبی به شیمی درمانی پاسخ نمی­دهند، این حالت ۱۷% سرطان های کولون را تشکیل می دهد).

راه های گسترش: از طریق موضوعی، لنفی، خونی (کبد، ریه و استخوان).

Cancer Colon، سرطان کولون

درمان:

جراحی هم به عنوان درمان قطعی و هم به عنوان افزایش زندگی بیمار،

برداشتن کولون طرف راست (Right hemicolectomy): برای تومورهای کولون عرضی نزدیک، کولون بالارونده و سکوم.

برداشتن کولون طرف چپ (Left hemicolectomy): برای تومورهای کولون عرضی دور و کولون پایین رونده.

برداشتن کولون سیگموئید: برای تومورهای ناحیه سیگموئید

برداشتن قدامی (Anterior resection): برای تومورهای سیگموئید تحتانی و رکتوم

برداشتن شکمی پرینه­آل Abdomino-perineal (A-S) resection برای تومورهای پایین رکتوم (به فاصله کمتر از ۸ سانتی متری از مقعد)، در این نوع جراحی کولوستومی دایمی و مقعد و رکتوم برداشته می شود.

روش جراحی Hartman: در موارد انسداد روده ای اورژانسی و در جراحی های تسکینی.

Transanal endoscopic microsurgery: برای جراحی محدود از طریق پروتوسکوپ در مواردی که جراحی وسیع نیاز نیست.

Laparoscopic surgery: یک روش کم خطر برای بررسی روده ها

Endoscopic stenting: جراحی های تسکینی در موارد انسدادهای روده ای ناشی از بدخیمی.

            رادیوتراپی:

  • کاهش عود و افزایش بقای ۵ ساله در سرطان­های رکتوم قبل از جراحی: در سرطان­های رکتوم قبل از جراحی جهت کاهش عود و افزایش بقای ۵ ساله انجام می­گیرد. رادیوتراپی سبب تشدید عوارض بعد از جراحی می­گردند مثل ِDVT، شکستگی های پاتولوژیک و ایجاد فیستول.
  • کاهش اندازه سرطان­های رکتوم برای انجام عمل جراحی: رادیوتراپی های قبل از جراحی با یا بدون داروی ۵-FU جهت کاهش اندازه کانسرهای رکتوم غیر قابل جراحی نیز انجام می گیرد تا مناسب برای عمل جراحی گردد.
  • کاهش ریسک عود سرطان­های رکتوم بعد از جراحی: رادیوتراپی­های بعد از جراحی فقط در ­های رکتوم با ریسک عود بالا انجام می گیرد.

            شیمی درمانی: شواهد مستدلی در کاهش مرگ و میر در مرحله Duck’s C کانسر های کولون تا ۲۵% در استفاده از ۵-FU با یا بدون استفاده از سایر داروها مثل (Folinic acid و Levamisol) وجود دارد.
نقش شیمی درمانی در Duck’s B در حال بررسی است.
شیمی درمانی هم چنین جهت تسکین بیماری­های متاستاتیک استفاده می گردد. داروهای جدیدتر مثل Irinotcan، Axaliplatin ممکن است بیشتر مؤثر باشند.
جراحی با برداشتن کبد مبتلا در مواردی که فقط یک لوب کبد مبتلا به متاستاز بوده و گسترش خارج کبدی نداشته باشد ممکن است قابل درمان باشد.

پیش آگهی:

۶۰% موارد به جراحی پاسخ می دهند. ۷۵% این موارد تا ۷ سال زنده می مانند (یا به علت سایر علل فوت می کنند).

تقسیم بندی ducks’ در staging کانسر کولورکتال

Stage توضیح درصد بقای ۵ ساله درمان شده
A محدود به زیر لایه عضلانی مخاط ۹۰%
B گسترش به لایه عضلانی مخاط ۶۵%
C درگیری غدد لنفاوی ناحیه ۳۰%
D متاستاز به مناطق دوردست <10%

 

TNM Staging در سرطان کولون:

T0: سرطان درجا (Carcinoma In situ)
T1: تهاجم به ساب موکوزا (زیر مخاطی) و لامینا پروپریا
T2: تهاجم به لایه عضلانی مخاط
T3: تهاجم به ادوانتیس
T4: تهاجم به اعضای مجاور
Nx: درگیری غدد لنفاوی نامشخص
N0: بدون درگیری غدد لنفاوی
N1: متاستاز به غدد لنفاوی ناحیه
M0: بدون متاستاز دوردست
M1: متاستاز دوردست

مثال­هایی از حالاتی که باید ظرف دو هفته (فوری) به جراح عمومی مراجعه نمایید:

•خونریزی مقعدی و تغییر اجابت مزاج پایدار بیش از ۶ هفته
•خونریزی مقعدی پایدار در افراد بالای ۴۵ سال بدون هیچ گونه علت بیماری خوش خیم مقعدی
•آنمی فقر آهن بدون علت واضح و هموگلوبین کمتر از ۱۰ g/dl
•توده قابل لمس شکمی یا مقعدی
•داشتن مدفوع شل و/ یا افزایش دفعات اجابت مزاج و ادامه آن بیش از ۶ هفته.

غربالگری بالغین برای سرطان کولورکتال

  • غربالگری FOB (خون مخفی مدفوع): هر ۲ سال، مرگ و میر را ۱۵ تا ۳۳% کاهش می دهد ولی مثبت کاذب زیادی دارد (تا ۱۰%)، پذیرش انجام این تست برای مردم سخت است.
  • سیگموئیدوسکوپی: می تواند برای غربالگری ضایعات طرف چپ کولون با حساسیت ۹۰% انجام گیرد ۹۹% محل ضایعه دقیق مشخص می کند. محدودیت استفاده از این روش: هزینه، مشخص نکردن ضایعات طرف راست کولون است.
  • کولونوسکوپی: سرتاسر کولون را بررسی می کند و دقیق ترین روش غربالگری است. قبلاً در افرادی که خطر کانسر کولورکتال به دلیل سابقه شخصی، خانوادگی، آدنوما یا IBD داشتند انجام می گردید. احتمال سوراخ شدگی روده از سیگموئیدوسکوپی بیشتر است (۰٫۲% در مقابل ۰٫۰۱%). محدودیت این روش: هزینه، نیاز به آرام بخش، پذیرش سخت بیمار است.

منبع: Oxford of Handbook of Clinical Medicine 8th Edition,

Colorectal Carcinoma, page 618

اسکلت بدن

 اسکلت بدن

 

   

مقدمه

انجام حرکات بدن در یک جانور پرسلولی فقط بر عهده ماهیچه‌ها نیست و جانوری که تنها از ماهیچه‌های خود برای حرکت کردن استفاده کند، حرکاتش بسیار کند خواهد بود. در عوض جانورانی که برای ماهیچه‌های خود تکیه‌گاهی دارند حرکتشان هم به نسبت سریع است این تکیه‌گاه را اسکلت می‌نامند. جانوران دارای اسکلت خارجی معمولا جثه‌های کوچکی دارند. در عوض امروزه بزرگترین جانوران کره زمین مانند فیل دارای اسکلت داخلی هستند جنس اسکلت داخلی از استخوان یا غضروف و یا هر دو باهم است.



تصویر

نقش اسکلت آدمی

در انسان هم مانند جانوران دیگر ، وظیفه اسکلت عبارتست از: حفاظت اندامهایی مانند مغز ، قلب ، ششها و حرکت. چون اسکلت تکیه‌گاه عضلات قرار می‌گیرد. در عین حال مغز استخوان مرکز گلبول سازی است. همچنین استخوان را باید منبع مهم ذخیره مواد معدنی بخصوص کلسیم شمرد که وجود آنها در فعالیتهای حیاتی بدن ضرورت دارد.

اسکلت آدمی برای سهولت مطالعه به سه بخش سر ، تنه ، دست و پا تقسیم می‌شود.

استخوانهای سر

استخوانهای سر عموما از نوع استخوانهای پهن هستند اسکلت سر شامل دو بخش جمجمه و چهره است. استخوانهای جمجمه 8 تا است و عبارتند از: یک پیشانی در جلو ، یک استخوان پس سری که در پشت و زیر جمجمه قرار دارد این استخوان سوراخی بیضوی دارد که از آن راه ، مغز با نخاع مربوط می‌شود. دو استخوان آهیانه در طرف بالای جمجمه ، دو استخوان گیجگاه در دو پهلوی جمجمه ، یک استخوان پروانه که کف جمجمه را تشکیل می‌دهد. یک استخوان غربالی در پشت و بالای حفره‌های بینی. استخوانهای چهره 14 قطعه است. 13 قطعه چسبیده به جمجمه و بی‌حرکت است و یک قطعه آرواره تحتانی متحرک است.

استخوانهای تنه

ستون فقرات

ستون فقرات از 29 قطعه استخوان ساخته شده است به هر یک از قطعات ستون مهره یک مهره می‌گویند. مهره‌های پشت به قسمی روی هم قرار گرفته‌اند که جسم آنها روی هم و سوراخ آنها در امتداد یکدیگر و در نتیجه لوله درازی بوجود می‌آید محل استقرار نخاع است. میان جسم هر دو مهره یک تیغه غضروفی قرار گرفته است. مهره‌های ستون مهره‌ها را از نظر شکل و محل به پنج بخش تقسیم می‌کنند. مهره‌های گردن که تعداد آنها 7 تا است. مهر‌های پشت که تعداد آنها 12 تا است و به دو زایده پهلویی و مهره پشت دو دنده متصل است. مهره‌های کمر که تعداد آن 5 تا است. استخوان یکپارچه دنبالچه که از اتصال که از اتصال 4 یا 5 مهره جنینی بوجود آمده است.

قفسه سینه

دنده‌ها ، دوازده جفت کمان استخوانی هستند که از عقب به زایده پهلویی مهره‌های پشت متصلند و از جلو به جز دو جفت آخر با واسطه غضروف به جناغ مربوطند. جناغ ، استخوان پهن است شبیه خنجر که غضروف دنده‌ها به آن متصل می‌شوند. از 12 جفت دنده و ستون مهره‌ها و جناغ فضای محدودی بوجود می‌آید که دیافراگم ، آن را از پاینی مسدود می‌کند. این فضا که شش و قلب را در خود جای می‌دهد، قفسه سینه نام دارد.



تصویر

استخوانهای دست و پا

دست و پا هر یک بوسیله چند استخوان به تنه متصل می‌شوند. استخوانهای رابط دسته را به تنه ، شانه و استخوانهای رابط پا را به تنه ، نیم‌لگن می‌گویند.

استخوان شانه

دو استخوان است. یکی ترقوه در جلو که از یک طرف به جناغ و از طرف دیگر به کتف مربوط است دیگری کتف در پشت شانه کتف استخوان پهن و نازکی است که شکل مثلث دارد سر استخوان بازو ، در گودی استخوان کتف فرو می‌رود و در آن می‌چرخد.

استخوان نیم‌لگن

استخوان منفردی است که از چسبیدن سه استخوان جنینی به نام استخوانهای تهی‌گاهی ، شرم‌گاهی و نشیمن‌گاهی بوجود آمده است. از مجموع دو نیم‌لگن و استخوان خاجی فضایی بوجود می‌آید که به آن لگن خاصره می‌گویند.

استخوان دست

دست شامل این استخوانها است. استخوان بازو استخوانی است دراز و از بالا در سوراخ کتف مفصل می‌شود و از پایین با استخوانهای ساعد ارتباط دارد. استخوانهای ساعد که شامل زند زبرین و زند زیرین است زند زیرین ، زایده‌ای به نام آرنج دارد که با استخوان بازو مفصل می‌شود ولی زند زبرین از پایین به مچ مفصل می‌شود. مچ دست ، هشت استخوان کوتاه دارد که در دو ردیف قرار دارد. کف دست ، پنج استخوان نسبتا دراز دارد که از یک طرف با مچ مفصل می‌شود و از طرف دیگر با انگشتان. انگشتان دست که هر یک سه بند دارد، جز شست که دارای دو بند است.

استخوان پا

استخوان ران که درازترین استخوان بدن است. سر برجسته آن در گودی نیم‌لگن فرو می‌رود و در آن می‌چرخد، سر دیگر آن دو برجستگی و یک شیار دارد. در مقابل شیار ، استخوان کوچک پهنی به نام کشکک جای دارد. استخوانهای ساق ، شامل درشت نی و نازک نی است. درشت نی از بالا با ران و از پایین با استخوانهای مچ پا مفصل می‌شود. قوزک داخلی پا ، سر درشت نی است. نازک نی از بالا به درشت نی تکیه می‌کند و از پایین ، قوزک خاجی پا را می‌سازد.

مچ پا ، 7 استخوان دارد که بزرگترین آنها پاشنه را بوجود می‌آورد. کف پا ، شامل پنج استخوان است. استخوانهای مچ به جز پاشنه و استخوانهای کف به صورت قوسی قرار گرفته‌اند و کاملا به زمین تکیه نمی‌کنند. انگشتان پا که هر یک شامل سه بند است. به جز شست که دو بند دارد. استخوانهای انگشتان پا کوچکتر از استخوانهای انگشتان دست هستند و تحرک مختصری دارند.

رشد و نمو استخوان

همه استخوانها در دوره جنینی در ابتدا به صورت بافت پیوندی ظاهر می‌شوند اما تبدیل شدن آنها به استخوان به یک طریق صورت نمی‌گیرد. استخوانهای پهن از حالت پیوندی مستقیما به استخوان تبدیل می‌شوند. اما استخوانهای دراز ابتدا از حالت پیوندی به غضروف تبدیل شده و سپس غضروف استخوانی می‌شود.